überzuckern
روی چیزی شکر پاشیدن، پوشاندن با برف/شکر، قند خون را بالا بردن
Beispiele
- Sie nimmt den Zuckerstreuer und ''überzuckert'' den Pfannkuchen.او شکرپاش را برمیدارد و روی پنکیک شکر میپاشد.
- Alles ist mit Neuschnee ''überzuckert''.همه چیز با برف تازه پوشیده شده است.
- Dieses Yoghurt ist völlig ''überzuckert'', wieso ''überzuckert'' man heutzutage eigentlich immer noch Nahrungsmittel für Kinder?این ماست کاملاً شکر زده است، چرا امروزه هنوز مواد غذایی کودکان را شکر میزنند؟
- Kann die Glukose nicht vom Blut in die Zellen gelangen, dann ''überzuckert'' das Blut.اگر گلوکز نتواند از خون وارد سلولها شود، خون قند بالا میگیرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas überzuckern)
روی چیزی شکر پاشیدن، چیزی را با شکر پوشاندن.
- Sie hat die Erdbeeren mit Puderzucker überzuckert.او توت فرنگیها را با پودر قند پوشاند.
- Der Bäcker überzuckert die frisch gebackenen Kekse.نانوا کلوچههای تازه پخته شده را شکرپاشی میکند.
2
Akkusativ (etwas überzuckern)
(مجازی) چیزی را شیرین جلوه دادن، چیزی را با کلمات زیبا پوشاندن تا بهتر به نظر برسد.
- Er versuchte, die bittere Wahrheit mit schönen Worten zu überzuckern.او سعی کرد حقیقت تلخ را با کلمات زیبا شیرین جلوه دهد.
- Man kann die Probleme nicht einfach überzuckern, man muss sie lösen.نمیتوان مشکلات را به سادگی شیرین جلوه داد، باید آنها را حل کرد.