überzufällig

Aussprache: /ˈyːbɐˌtsuːfɛlɪç/
Worttrennung: über·zu·fäl·lig
صفت

بیش از حد تصادفی، غیرتصادفی

Bedeutungen

1

بیشتر از آنچه که انتظار می‌رود به صورت تصادفی رخ دهد؛ نشان‌دهنده یک الگوی غیرتصادفی یا یک ارتباط معنادار.

  • Die Ergebnisse der Studie waren statistisch überzufällig.نتایج مطالعه از نظر آماری بیش از حد تصادفی بودند.
  • Es gab eine überzufällige Häufung von Fällen in dieser Region.تعداد موارد در این منطقه به طور غیرمنتظره‌ای زیاد بود.
  • Die Korrelation zwischen den beiden Variablen war überzufällig stark.همبستگی بین این دو متغیر به طور غیرتصادفی قوی بود.