überzufällig
بیش از حد تصادفی، غیرتصادفی
Bedeutungen
1
بیشتر از آنچه که انتظار میرود به صورت تصادفی رخ دهد؛ نشاندهنده یک الگوی غیرتصادفی یا یک ارتباط معنادار.
- Die Ergebnisse der Studie waren statistisch überzufällig.نتایج مطالعه از نظر آماری بیش از حد تصادفی بودند.
- Es gab eine überzufällige Häufung von Fällen in dieser Region.تعداد موارد در این منطقه به طور غیرمنتظرهای زیاد بود.
- Die Korrelation zwischen den beiden Variablen war überzufällig stark.همبستگی بین این دو متغیر به طور غیرتصادفی قوی بود.