überzuhängen
برای آویزان کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
قرار دادن یک شیء بر روی یا بر فراز شیء دیگر به گونهای که بخشی از آن آویزان شود یا آن را بپوشاند.
- Der Maler beschloss, ein altes Tuch über die frisch gestrichene Wand zu überhängen, um sie vor Spritzern zu schützen.نقاش تصمیم گرفت پارچه کهنهای را بر روی دیوار تازه رنگ شده آویزان کند تا از آن در برابر پاشش محافظت نماید.
- Sie musste den Vorhang über den Gardinenstangen überhängen, um das Zimmer vollständig abzudunkeln.او مجبور بود پرده را بر روی میله پرده آویزان کند تا اتاق را کاملاً تاریک نماید.