übriglassen
باقی گذاشتن، اضافه آوردن، نگهداشتن برای دیگری
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) übriglassen
بخشی از غذا، پول یا چیزی را تمام نکردن و برای دیگری یا بعداً باقی گذاشتن
- Hast du mir noch etwas vom Kuchen übriggelassen?آیا مقداری از کیک برای من باقی گذاشتی؟
- Lass bitte etwas Geld für den Notfall übrig!لطفاً کمی پول برای شرایط اضطراری باقی بگذار!
2
Akkusativ
مجازی: صدمه، بیماری یا حادثهای آثاری به جا گذاشتن
- Die Krankheit hat keine bleibenden Schäden übriggelassen.بیماری هیچ آسیب دائمی به جا نگذاشته است.
- Das Feuer hat nur Schutt und Asche übriggelassen.آتشسوزی فقط خاکستر و آوار باقی گذاشت.