übungshalber
برای تمرین
Bedeutungen
1
به منظور تمرین کردن یا بهبود مهارت در یک زمینه خاص.
- Er spielt jeden Tag Klavier, übungshalber.او هر روز پیانو مینوازد، برای تمرین.
- Wir wiederholen den Text übungshalber.ما متن را برای تمرین تکرار میکنیم.
- Sie macht Yoga übungshalber jeden Morgen.او هر روز صبح یوگا تمرین میکند.