Suffix
پسوند نشاندهنده عمل، فرآیند یا مکان (اغلب با بار معنایی منفی)
جملات نمونه برای -erei:
Diese Flenn''erei'' geht mir auf die Nerven.
این گریه کردنها اعصابم را به هم میریزد.
In der Brenn''erei'' wird Ton gebrannt.
در کوره سفالگری، سفال پخته میشود.