-fähig
-پذیر، قادر به، توانایِ (پسوند سازنده صفت)
Beispiele
- Wer denk''fähig'' ist, kann denken, wer geh''fähig'' ist, kann gehen.کسی که توانایی تفکر دارد میتواند فکر کند، کسی که توانایی راه رفتن دارد میتواند راه برود.
- Der Wagen ist leasing''fähig,'' man kann ihn leasen. Der Stoff ist dehn''fähig,'' man kann ihn dehnen.این خودرو قابلیت لیزینگ دارد، میتوان آن را لیزینگ کرد. پارچه قابلیت کشش دارد، میتوان آن را کش داد.