1-tägig
یک روزه
Bedeutungen
1
چیزی که فقط یک روز طول میکشد یا در طول یک روز اتفاق میافتد.
- Wir planen einen 1-tägigen Ausflug in die Berge.ما یک سفر یک روزه به کوهستان را برنامهریزی میکنیم.
- Das Seminar ist nur 1-tägig, findet aber zweimal im Monat statt.این سمینار فقط یک روزه است، اما دو بار در ماه برگزار میشود.
- Ich habe eine 1-tägige Geschäftsreise nach Berlin gebucht.من یک سفر کاری یک روزه به برلین رزرو کردهام.