1-tägig

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌtɛːɡɪç/
Worttrennung: 1··tä·gig
صفت

یک روزه

Bedeutungen

1

چیزی که فقط یک روز طول می‌کشد یا در طول یک روز اتفاق می‌افتد.

  • Wir planen einen 1-tägigen Ausflug in die Berge.ما یک سفر یک روزه به کوهستان را برنامه‌ریزی می‌کنیم.
  • Das Seminar ist nur 1-tägig, findet aber zweimal im Monat statt.این سمینار فقط یک روزه است، اما دو بار در ماه برگزار می‌شود.
  • Ich habe eine 1-tägige Geschäftsreise nach Berlin gebucht.من یک سفر کاری یک روزه به برلین رزرو کرده‌ام.