10-tägig

Aussprache: /ˈtseːnˌtɛːɡɪç/
Worttrennung: 10···tä·gig
صفت

ده روزه

Bedeutungen

1

چیزی که ده روز طول می‌کشد یا در طول ده روز اتفاق می‌افتد.

  • Wir planen eine 10-tägige Wanderung durch die Alpen.ما یک پیاده‌روی ده روزه در آلپ برنامه‌ریزی می‌کنیم.
  • Die Fortbildung ist 10-tägig und findet im September statt.این دوره آموزشی تکمیلی ده روزه است و در ماه سپتامبر برگزار می‌شود.
  • Er hat eine 10-tägige Reise nach Südamerika gemacht.او یک سفر ده روزه به آمریکای جنوبی انجام داد.