10-wöchig
ده هفتهای، ده هفته به طول انجامیده
Bedeutungen
1
به مدت ده هفته طول کشیده یا ادامه داشته است.
- Das Projekt hat eine 10-wöchige Laufzeit.پروژه یک دوره اجرایی ۱۰ هفتهای دارد.
- Er hat sich einer 10-wöchigen Reha unterzogen.او تحت یک دوره توانبخشی ۱۰ هفتهای قرار گرفت.
- Die 10-wöchige Diät hat ihm geholfen, Gewicht zu verlieren.رژیم غذایی ۱۰ هفتهای به او کمک کرد تا وزن کم کند.