11-wöchig

Aussprache: /ˈɛlfˌvœçɪç/
Worttrennung: 11···wö·chig
صفت

یازده هفته‌ای

Bedeutungen

1

چیزی که یازده هفته طول می‌کشد یا در طول یازده هفته اتفاق می‌افتد.

  • Das Baby ist jetzt 11-wöchig und lächelt schon.نوزاد اکنون یازده هفته‌ای است و در حال لبخند زدن است.
  • Wir haben einen 11-wöchigen Sprachkurs in Deutschland absolviert.ما یک دوره زبان یازده هفته‌ای را در آلمان گذراندیم.
  • Die Bauarbeiten werden voraussichtlich 11-wöchig dauern.عملیات ساختمانی احتمالاً یازده هفته طول خواهد کشید.