12-wöchig

Aussprache: /ˌtsvœlfˈvœçɪç/
Worttrennung: 12···wö·chig
صفت

دوازده هفته‌ای

Bedeutungen

1

که دوازده هفته طول می‌کشد یا به دوازده هفته مربوط می‌شود.

  • Das Projekt hat eine 12-wöchige Laufzeit.پروژه یک دوره اجرایی دوازده هفته‌ای دارد.
  • Die 12-wöchige Diät erforderte viel Disziplin.رژیم دوازده هفته‌ای به نظم زیادی نیاز داشت.
  • Wir bieten einen 12-wöchigen Intensivkurs an.ما یک دوره فشرده دوازده هفته‌ای ارائه می‌دهیم.