2-tägig

Aussprache: /ˈtsvaɪ̯ˌtɛːɡɪç/
Worttrennung: 2··tä·gig
صفت

دو روزه

Bedeutungen

1

چیزی که دو روز طول می‌کشد یا در طول دو روز اتفاق می‌افتد.

  • Der Kongress ist 2-tägig und findet am Wochenende statt.این کنگره دو روزه است و آخر هفته برگزار می‌شود.
  • Wir haben eine 2-tägige Wanderung durch den Schwarzwald gemacht.ما یک پیاده‌روی دو روزه در جنگل سیاه داشتیم.
  • Das Paket wird voraussichtlich 2-tägig geliefert.بسته پستی احتمالاً ظرف دو روز تحویل داده می‌شود.