2-wöchig

Aussprache: /ˈt͡svaɪ̯ˌvœçɪç/
Worttrennung: 2··wö·chig
صفت

دو هفته‌ای، دو هفته به طول انجامیده

Bedeutungen

1

چیزی که مدت زمان آن دو هفته است یا دو هفته طول می‌کشد.

  • Wir haben eine 2-wöchige Rundreise durch Spanien geplant.ما یک سفر جاده‌ای دو هفته‌ای در سراسر اسپانیا برنامه‌ریزی کرده‌ایم.
  • Die Ausstellung ist nur für 2-wöchige Zeit geöffnet.این نمایشگاه فقط برای مدت دو هفته باز است.
  • Er absolviert ein 2-wöchiges Praktikum in dem Unternehmen.او یک دوره کارآموزی دو هفته‌ای در آن شرکت می‌گذراند.