3-tägig

Aussprache: /ˈdraɪ̯ˌtɛːɡɪç/
Worttrennung: 3··tä·gig
صفت

سه روزه

Bedeutungen

1

چیزی که سه روز طول می‌کشد یا در طول سه روز اتفاق می‌افتد.

  • Die Konferenz war eine 3-tägige Veranstaltung.این کنفرانس یک رویداد سه روزه بود.
  • Wir haben einen 3-tägigen Urlaub in den Alpen geplant.ما یک تعطیلات سه روزه در آلپ برنامه‌ریزی کرده‌ایم.
  • Der Streik der Bahnmitarbeiter dauert nun schon 3-tägig an.اعتصاب کارکنان راه‌آهن اکنون سه روز ادامه دارد.