3-tägig
سه روزه
Bedeutungen
1
چیزی که سه روز طول میکشد یا در طول سه روز اتفاق میافتد.
- Die Konferenz war eine 3-tägige Veranstaltung.این کنفرانس یک رویداد سه روزه بود.
- Wir haben einen 3-tägigen Urlaub in den Alpen geplant.ما یک تعطیلات سه روزه در آلپ برنامهریزی کردهایم.
- Der Streik der Bahnmitarbeiter dauert nun schon 3-tägig an.اعتصاب کارکنان راهآهن اکنون سه روز ادامه دارد.