4-wöchig

Aussprache: /fiːɐ̯ˈvœçɪç/
Worttrennung: 4··wö·chig
صفت

چهار هفته‌ای، چهار هفته به طول انجامیده

Bedeutungen

1

چیزی که مدت زمان آن چهار هفته است یا چهار هفته طول می‌کشد. این فرم با اعداد به صورت خط تیره نوشته می‌شود.

  • Die 4-wöchige Diät hat ihm geholfen, Gewicht zu verlieren.رژیم غذایی ۴ هفته‌ای به او کمک کرد تا وزنش را کم کند.
  • Wir erwarten eine 4-wöchige Lieferzeit für dieses spezielle Produkt.ما انتظار داریم زمان تحویل این محصول خاص ۴ هفته باشد.
  • Er hat sich für einen 4-wöchigen Militärdienst gemeldet.او برای خدمت سربازی ۴ هفته‌ای ثبت نام کرده است.