40-jährig
۴۰ ساله
Bedeutungen
1
چیزی که چهل سال سن دارد یا چهل سال طول کشیده است.
- Sie feierten ihre 40-jährige Ehe.آنها چهل سالگی ازدواجشان را جشن گرفتند.
- Der 40-jährige Mann arbeitete seit vielen Jahren in der Firma.مرد ۴۰ ساله سالها در این شرکت کار کرده بود.
- Das 40-jährige Jubiläum der Stadt wurde groß gefeiert.جشن چهل سالگی شهر به طور باشکوهی برگزار شد.