5-tägig
پنج روزه
Bedeutungen
1
چیزی که پنج روز طول میکشد یا در طول پنج روز اتفاق میافتد.
- Der Workshop ist 5-tägig und findet im Juli statt.این کارگاه پنج روزه است و در ماه جولای برگزار میشود.
- Wir haben eine 5-tägige Rundreise durch Bayern gebucht.ما یک سفر توریستی پنج روزه در سراسر بایرن رزرو کردهایم.
- Die Lieferung erfolgt in der Regel 5-tägig.تحویل کالا معمولاً پنج روز طول میکشد.