5-tägig

Aussprache: /ˈfʏnfˌtɛːɡɪç/
Worttrennung: 5··tä·gig
صفت

پنج روزه

Bedeutungen

1

چیزی که پنج روز طول می‌کشد یا در طول پنج روز اتفاق می‌افتد.

  • Der Workshop ist 5-tägig und findet im Juli statt.این کارگاه پنج روزه است و در ماه جولای برگزار می‌شود.
  • Wir haben eine 5-tägige Rundreise durch Bayern gebucht.ما یک سفر توریستی پنج روزه در سراسر بایرن رزرو کرده‌ایم.
  • Die Lieferung erfolgt in der Regel 5-tägig.تحویل کالا معمولاً پنج روز طول می‌کشد.