50-minütig

Aussprache: /ˈfʏnft͡sɪçmiˌnyːtɪç/
Worttrennung: 50···mi·nü·tig
صفت

۵۰ دقیقه‌ای

Bedeutungen

1

چیزی که ۵۰ دقیقه طول می‌کشد یا به طول می‌انجامد.

  • Die 50-minütige Zugfahrt war pünktlich.سفر ۵۰ دقیقه‌ای با قطار وقت‌شناس بود.
  • Wir haben einen 50-minütigen Kochkurs gebucht.ما یک دوره آشپزی ۵۰ دقیقه‌ای رزرو کرده‌ایم.
  • Das Konzert war nur 50-minütig.کنسرت فقط ۵۰ دقیقه طول کشید.