6-wöchig
شش هفتهای، شش هفته به طول انجامیده
Bedeutungen
1
چیزی که مدت زمان آن شش هفته است یا شش هفته طول میکشد. این فرم با اعداد به صورت خط تیره نوشته میشود.
- Die 6-wöchige Renovierungsarbeiten am Gebäude sind fast fertig.کارهای بازسازی ۶ هفتهای ساختمان تقریباً تمام شده است.
- Er hat eine 6-wöchige Reise durch Australien geplant.او یک سفر ۶ هفتهای به سراسر استرالیا برنامهریزی کرده است.
- Die 6-wöchige Schulung wird von erfahrenen Trainern geleitet.این دوره آموزشی ۶ هفتهای توسط مربیان باتجربه هدایت میشود.