7-tägig
هفت روزه
Bedeutungen
1
چیزی که هفت روز طول میکشد یا در طول هفت روز اتفاق میافتد.
- Wir planen einen 7-tägigen Urlaub auf Mallorca.ما یک تعطیلات هفت روزه در مایورکا برنامهریزی میکنیم.
- Die Schulung ist 7-tägig und beginnt am Montag.این دوره آموزشی هفت روزه است و از دوشنبه شروع میشود.
- Das Festival ist ein 7-tägiges Ereignis mit vielen Konzerten.این جشنواره یک رویداد هفت روزه با کنسرتهای فراوان است.