7-tägig

Aussprache: /ˈziːbn̩ˌtɛːɡɪç/
Worttrennung: 7··tä·gig
صفت

هفت روزه

Bedeutungen

1

چیزی که هفت روز طول می‌کشد یا در طول هفت روز اتفاق می‌افتد.

  • Wir planen einen 7-tägigen Urlaub auf Mallorca.ما یک تعطیلات هفت روزه در مایورکا برنامه‌ریزی می‌کنیم.
  • Die Schulung ist 7-tägig und beginnt am Montag.این دوره آموزشی هفت روزه است و از دوشنبه شروع می‌شود.
  • Das Festival ist ein 7-tägiges Ereignis mit vielen Konzerten.این جشنواره یک رویداد هفت روزه با کنسرت‌های فراوان است.