8-tägig

Aussprache: /ˈaxtˌtɛːɡɪç/
Worttrennung: 8··tä·gig
صفت

هشت روزه

Bedeutungen

1

چیزی که هشت روز طول می‌کشد یا در طول هشت روز اتفاق می‌افتد.

  • Wir haben eine 8-tägige Trekkingtour im Himalaya gebucht.ما یک تور پیاده‌روی هشت روزه در هیمالیا رزرو کرده‌ایم.
  • Die Ausstellung ist 8-tägig und zeigt Werke lokaler Künstler.این نمایشگاه هشت روزه است و آثار هنرمندان محلی را به نمایش می‌گذارد.
  • Er hat eine 8-tägige Geschäftsreise nach Asien unternommen.او یک سفر کاری هشت روزه به آسیا انجام داد.