8-wöchig

Aussprache: /ˈaxtˌvœçɪç/
Worttrennung: 8··wö·chig
صفت

هشت هفته‌ای، هشت هفته به طول انجامیده

Bedeutungen

1

چیزی که مدت زمان آن هشت هفته است یا هشت هفته طول می‌کشد. این فرم با اعداد به صورت خط تیره نوشته می‌شود.

  • Die 8-wöchige Sommerakademie bietet Kurse für fortgeschrittene Studenten an.آکادمی تابستانی ۸ هفته‌ای دوره‌هایی را برای دانشجویان پیشرفته ارائه می‌دهد.
  • Er hat eine 8-wöchige Reise durch Asien geplant.او یک سفر ۸ هفته‌ای به سراسر آسیا برنامه‌ریزی کرده است.
  • Die 8-wöchige Rehabilitation nach der Operation war erfolgreich.توانبخشی ۸ هفته‌ای پس از عمل جراحی موفقیت‌آمیز بود.