9-tägig

Aussprache: /ˈnɔɪ̯nˌtɛːɡɪç/
Worttrennung: 9··tä·gig
صفت

نه روزه

Bedeutungen

1

چیزی که نه روز طول می‌کشد یا در طول نه روز اتفاق می‌افتد.

  • Die Studienreise war eine 9-tägige Exkursion nach Rom.این سفر مطالعاتی یک اردوی نه روزه به رم بود.
  • Wir haben eine 9-tägige Kreuzfahrt durch die Karibik gebucht.ما یک سفر دریایی نه روزه در دریای کارائیب رزرو کرده‌ایم.
  • Das Festival ist ein 9-tägiges Ereignis mit täglichen Veranstaltungen.این جشنواره یک رویداد نه روزه با برنامه‌های روزانه است.