9-tägig
نه روزه
Bedeutungen
1
چیزی که نه روز طول میکشد یا در طول نه روز اتفاق میافتد.
- Die Studienreise war eine 9-tägige Exkursion nach Rom.این سفر مطالعاتی یک اردوی نه روزه به رم بود.
- Wir haben eine 9-tägige Kreuzfahrt durch die Karibik gebucht.ما یک سفر دریایی نه روزه در دریای کارائیب رزرو کردهایم.
- Das Festival ist ein 9-tägiges Ereignis mit täglichen Veranstaltungen.این جشنواره یک رویداد نه روزه با برنامههای روزانه است.