die Abbüßung

Aussprache: /ˈapˌbyːsʊŋ/
Worttrennung: Ab·bü·ßung
اسم

جبران، کفاره، تحمل مجازات

Bedeutungen

1

عمل تحمل مجازات یا رنج برای جبران گناه، خطا یا اشتباه؛ کفاره.

  • Er sah seine Strafe als eine notwendige Abbüßung für seine Taten.او مجازات خود را جبران ضروری برای اعمالش می‌دانست.
  • Die Abbüßung der Schuld kann auf verschiedene Weisen erfolgen.جبران گناه می‌تواند به روش‌های مختلفی صورت گیرد.
  • Nach der Tat musste er eine Zeit der Abbüßung durchstehen.پس از آن عمل، او مجبور بود دوره‌ای تحمل مجازات را بگذراند.