der Abbildungsmaßstab

Aussprache: /ˈapbɪldʊŋsˌmaːsʃtaːp/
Worttrennung: Ab·bil·dungs·maß·stab
اسم

مقیاس تصویر، نسبت بزرگنمایی (در اپتیک)

Bedeutungen

1

نسبت اندازه یک تصویر یا مدل به اندازه واقعی شیء نمایش داده شده؛ نسبت بزرگنمایی یا کوچک‌نمایی در عکس‌ها، نقشه‌ها یا میکروسکوپ‌ها.

  • Der Abbildungsmaßstab auf dieser Karte ist 1:100.000.مقیاس تصویر در این نقشه ۱ به ۱۰۰,۰۰۰ است.
  • Unter dem Mikroskop ist der Abbildungsmaßstab sehr hoch.زیر میکروسکوپ، نسبت بزرگنمایی بسیار زیاد است.
  • Der Fotograf wählte einen bestimmten Abbildungsmaßstab für das Porträt.عکاس مقیاس تصویر مشخصی را برای پرتره انتخاب کرد.