die Abbruchstimmung

Aussprache: /ˈapbʁʊxˌʃtɪmʊŋ/
Worttrennung: Ab·bruch·stim·mung
اسم

فضای رکود، جو ناامیدی (ناشی از انتظار برای تعطیلی یا تخریب)

Bedeutungen

1

حالتی از ناامیدی، بی‌انگیزگی یا رکود که در یک محیط کاری یا اجتماعی به وجود می‌آید، به خصوص زمانی که انتظار می‌رود آن مکان یا سازمان تعطیل، تخریب یا منحل شود.

  • Nach der Ankündigung der Schließung herrschte eine bedrückende Abbruchstimmung im Büro.پس از اعلام تعطیلی، فضای ناامیدکننده‌ای در دفتر حاکم بود.
  • Die Abbruchstimmung machte es schwierig, motivierte Mitarbeiter zu finden.فضای رکود، یافتن کارکنان با انگیزه را دشوار می‌کرد.
  • Man spürte die Abbruchstimmung, als das alte Gebäude zum Abriss vorbereitet wurde.هنگامی که ساختمان قدیمی برای تخریب آماده می‌شد، جو ناامیدی را حس می‌کردی.