die Abduzenslähmung

Aussprache: /apduˈtsɛnsˌlɛːmʊŋ/
Worttrennung: Ab·du·zens·läh·mung
اسم

فلج عصب دورکننده چشم (عصب ششم مغزی)

Bedeutungen

1

فلج یا ضعف در عصب ابدوسنس (عصب ششم مغزی) که مسئول حرکت چشم به سمت خارج (دور کردن) است و منجر به دوبینی یا انحراف چشم می‌شود.

  • Die Abduzenslähmung führte zu starker Diplopie.فلج عصب دورکننده چشم منجر به دوبینی شدید شد.
  • Nach dem Unfall entwickelte er eine Abduzenslähmung.پس از تصادف، او دچار فلج عصب دورکننده چشم شد.
  • Die Behandlung der Abduzenslähmung hängt von der Ursache ab.درمان فلج عصب دورکننده چشم به علت آن بستگی دارد.