der Abenteuerhunger
اشتیاق به ماجراجویی، عطش ماجراجویی
Bedeutungen
1
میل شدید و اشتیاق زیاد برای تجربه ماجراجوییها، ناشناختهها و هیجان.
- Sein großer Abenteuerhunger trieb ihn dazu, die entlegensten Winkel der Erde zu bereisen.اشتیاق فراوان او به ماجراجویی، او را به سفر به دورافتادهترین نقاط زمین سوق داد.
- Nach Jahren im Büro spürte sie einen wachsenden Abenteuerhunger.پس از سالها کار در دفتر، او اشتیاق فزایندهای به ماجراجویی احساس کرد.
- Der Abenteuerhunger junger Menschen ist oft der Motor für Entdeckungsreisen.عطش ماجراجویی جوانان اغلب موتور محرک سفرهای اکتشافی است.