der Abenteuerurlauber
گردشگر ماجراجو
Bedeutungen
1
توریستی که به دنبال تجربیات هیجانانگیز و فعالیتهای ماجراجویانه در طول سفر خود است.
- Als Abenteuerurlauber kletterte er auf den Vulkan.او به عنوان یک گردشگر ماجراجو از آتشفشان بالا رفت.
- Die Region zieht viele Abenteuerurlauber an, die gerne wandern.این منطقه بسیاری از گردشگران ماجراجو را که دوست دارند کوهنوردی کنند، جذب میکند.
- Der Abenteuerurlauber packte seine Ausrüstung für die Expedition.گردشگر ماجراجو تجهیزات خود را برای سفر آماده کرد.