der Abfall

Aussprache: /ˈapfal/
Worttrennung: Ab·fall
اسم

زباله، پسماند، ضایعات

Bedeutungen

1

مواد زائد و دور ریختنی که از فعالیت‌های خانگی، صنعتی یا تجاری تولید می‌شوند؛ زباله.

  • Der Abfall muss regelmäßig entsorgt werden.زباله باید به طور منظم دفع شود.
  • Bitte trennen Sie den Abfall nach Materialien.لطفاً زباله‌ها را بر اساس مواد تفکیک کنید.
  • Die Müllabfuhr holt den Abfall morgen ab.ماشین حمل زباله فردا زباله‌ها را جمع می‌کند.
2

پسماندهای صنعتی یا مواد زائد حاصل از فرآیندهای تولیدی؛ ضایعات.

  • Der Abfall aus der Produktion wird recycelt.ضایعات حاصل از تولید بازیافت می‌شود.
  • Die Firma reduziert ihren chemischen Abfall.شرکت ضایعات شیمیایی خود را کاهش می‌دهد.
  • Die Entsorgung von Sondermüll ist eine Herausforderung.دفع پسماندهای ویژه یک چالش است.
3

کاهش ارزش یا کیفیت؛ افت.

  • Es gab einen deutlichen Abfall der Leistung.کاهش قابل توجهی در عملکرد وجود داشت.
  • Der Abfall der Temperaturen war unerwartet.افت دما غیرمنتظره بود.
  • Wir beobachten einen Abfall der Nachfrage.ما شاهد کاهش تقاضا هستیم.