die Abführung

Aussprache: /ˈapˌfyːʁʊŋ/
Worttrennung: Ab·füh·rung
اسم

تخلیه، هدایت، جلب، انحراف

Bedeutungen

1

عمل تخلیه یا دفع مواد زائد از بدن یا از یک مکان.

  • Eine gute Abführung von Abwasser ist wichtig für die Hygiene.تخلیه مناسب فاضلاب برای بهداشت مهم است.
  • Die Ärztin überwachte die Abführung des Stuhls.پزشک تخلیه مدفوع را تحت نظر داشت.
  • Die Abführung von Regenwasser verhindert Überschwemmungen.هدایت آب باران از سیل جلوگیری می‌کند.
2

هدایت یا انتقال چیزی به مکانی دیگر؛ همچنین به معنای جلب یا منحرف کردن توجه.

  • Die Abführung von Geldern auf ein ausländisches Konto war illegal.انتقال وجوه به یک حساب خارجی غیرقانونی بود.
  • Die Abführung der Aufmerksamkeit des Publikums gelang dem Zauberer.جادوگر موفق شد توجه تماشاگران را جلب کند.
  • Die Abführung von Steuereinnahmen in andere Projekte wurde diskutiert.هدایت درآمدهای مالیاتی به پروژه‌های دیگر مورد بحث قرار گرفت.