die Abfahrt
حرکت، عزیمت، سرسره (مسیر سراشیبی)
Beispiele
- Abfahrt'' 9.52 Uhr, Hamburg-Hauptbahnhof, Gleis 5حرکت ساعت ۹:۵۲، ایستگاه مرکزی هامبورگ، سکوی ۵
- Obwohl es noch Stunden bis zur ''Abfahrt'' waren, kam ich dank des Staus von Autos und Lkws nicht einmal bis an die Schranke.با وجود اینکه هنوز ساعتها تا زمان حرکت مانده بود، به لطف ترافیک ماشینها و کامیونها حتی نتوانستم خودم را به راهبند برسانم.