das Abfiltrieren
صاف کردن، فیلتر کردن (جدا کردن ذرات جامد از مایع)
Beispiele
- Ein zu einem Fangtrichter umgewandeltes Räderorgan mit mehreren randständigen Büscheln langer starrer Cilien dient als Reuse zum ''Abfiltrieren'' von Kleinplankton.یک اندام چرخمانند تبدیل شده به قیف گیرنده با چندین دسته حاشیهای از مژکهای بلند و سفت به عنوان دام برای فیلتر کردن پلانکتونهای کوچک خدمت میکند.