der Abgang
خروج، رفتن، خروجی
Bedeutungen
1
عمل ترک کردن یا رفتن از یک مکان؛ خروج.
- Der Abgang des Zuges verspätete sich um zehn Minuten.حرکت قطار ده دقیقه تأخیر داشت.
- Wir warteten auf den Abgang der Gäste.ما منتظر رفتن مهمانان بودیم.
- Der Abgang von der Bühne war dramatisch inszeniert.خروج از صحنه به شکلی دراماتیک کارگردانی شده بود.
2
محل یا مسیری برای خروج؛ خروجی.
- Bitte benutzen Sie den Notausgang als Abgang.لطفاً از خروجی اضطراری به عنوان خروجی استفاده کنید.
- Der Abgang zur U-Bahn befindet sich am Ende des Ganges.ورودی مترو در انتهای راهرو قرار دارد.
- Achten Sie auf den Abgang nach links.به خروجی سمت چپ توجه کنید.
3
مرگ یا پایان زندگی؛ درگذشت.
- Sein plötzlicher Abgang hinterließ tiefe Trauer.درگذشت ناگهانی او اندوه عمیقی بر جای گذاشت.
- Der Abgang des Künstlers wurde von vielen bedauert.مرگ این هنرمند مورد تأسف بسیاری قرار گرفت.
- Nach seinem Abgang wurde sein Werk neu bewertet.پس از درگذشت او، آثارش دوباره ارزیابی شد.