abgängig

Aussprache: /ˈapɡɛŋɪç/
Worttrennung: ab·gän·gig
صفت

مفقود، ناپدید؛ مصرف‌شده، غیرقابل استفاده

Bedeutungen

1

چیزی یا کسی که ناپدید شده یا دیگر در دسترس نیست؛ مفقود شده. (این کاربرد بیشتر در اتریش و لیختن‌اشتاین رایج است).

  • Einige wichtige Dokumente sind abgängig.چند سند مهم مفقود شده‌اند.
  • Das Kind ist seit gestern abgängig.کودک از دیروز ناپدید شده است.
  • Laut Bericht sind mehrere Gegenstände abgängig.طبق گزارش، چندین شیء مفقود شده‌اند.
2

چیزی که مصرف شده، فرسوده شده یا دیگر قابل استفاده نیست؛ از رده خارج شده. (این کاربرد بیشتر منطقه‌ای است).

  • Diese Maschine ist alt und bald abgängig.این ماشین قدیمی است و به زودی از رده خارج خواهد شد.
  • Die Vorräte sind fast aufgebraucht und gelten als abgängig.ذخایر تقریباً تمام شده‌اند و مصرف‌شده تلقی می‌شوند.
  • Das Werkzeug ist abgängig und muss ersetzt werden.ابزار فرسوده شده و باید تعویض شود.