abgängig
مفقود، ناپدید؛ مصرفشده، غیرقابل استفاده
Bedeutungen
1
چیزی یا کسی که ناپدید شده یا دیگر در دسترس نیست؛ مفقود شده. (این کاربرد بیشتر در اتریش و لیختناشتاین رایج است).
- Einige wichtige Dokumente sind abgängig.چند سند مهم مفقود شدهاند.
- Das Kind ist seit gestern abgängig.کودک از دیروز ناپدید شده است.
- Laut Bericht sind mehrere Gegenstände abgängig.طبق گزارش، چندین شیء مفقود شدهاند.
2
چیزی که مصرف شده، فرسوده شده یا دیگر قابل استفاده نیست؛ از رده خارج شده. (این کاربرد بیشتر منطقهای است).
- Diese Maschine ist alt und bald abgängig.این ماشین قدیمی است و به زودی از رده خارج خواهد شد.
- Die Vorräte sind fast aufgebraucht und gelten als abgängig.ذخایر تقریباً تمام شدهاند و مصرفشده تلقی میشوند.
- Das Werkzeug ist abgängig und muss ersetzt werden.ابزار فرسوده شده و باید تعویض شود.