der Abgesang
بخش پایانی بند (در شعر)؛ مرثیه، سوگنامه (برای چیزی که رو به زوال است)
Bedeutungen
1
در شعر، بخش پایانی یک بند یا شعر که معمولاً مضمون پایانی یا نتیجهگیری را بیان میکند.
- Der Abgesang des Gedichts fasst die Hauptthemen zusammen.بخش پایانی شعر، مضامین اصلی را خلاصه میکند.
- Im Abgesang fand der Dichter die richtigen Worte für seinen Abschied.در بخش پایانی، شاعر کلمات مناسبی برای خداحافظی خود یافت.
- Der Abgesang war melancholisch und nachdenklich.بخش پایانی غمانگیز و متفکرانه بود.
2
به طور مجازی، پایان یا زوال چیزی؛ مرثیه یا سوگنامه برای چیزی که دیگر وجود ندارد یا رو به نابودی است.
- Manche sehen in der Digitalisierung den Abgesang des gedruckten Buches.برخی در دیجیتالی شدن، پایان کتاب چاپی را میبینند.
- Das Lied war ein Abgesang auf eine vergangene Ära.این ترانه مرثیهای برای دوران گذشته بود.
- Der Abgesang der traditionellen Handwerkskunst ist traurig.زوال هنر دستی سنتی غمانگیز است.