der Abgesang

Aussprache: /ˈapɡəˌzaŋ/
Worttrennung: Ab·ge·sang
اسم

بخش پایانی بند (در شعر)؛ مرثیه، سوگنامه (برای چیزی که رو به زوال است)

Bedeutungen

1

در شعر، بخش پایانی یک بند یا شعر که معمولاً مضمون پایانی یا نتیجه‌گیری را بیان می‌کند.

  • Der Abgesang des Gedichts fasst die Hauptthemen zusammen.بخش پایانی شعر، مضامین اصلی را خلاصه می‌کند.
  • Im Abgesang fand der Dichter die richtigen Worte für seinen Abschied.در بخش پایانی، شاعر کلمات مناسبی برای خداحافظی خود یافت.
  • Der Abgesang war melancholisch und nachdenklich.بخش پایانی غم‌انگیز و متفکرانه بود.
2

به طور مجازی، پایان یا زوال چیزی؛ مرثیه یا سوگنامه برای چیزی که دیگر وجود ندارد یا رو به نابودی است.

  • Manche sehen in der Digitalisierung den Abgesang des gedruckten Buches.برخی در دیجیتالی شدن، پایان کتاب چاپی را می‌بینند.
  • Das Lied war ein Abgesang auf eine vergangene Ära.این ترانه مرثیه‌ای برای دوران گذشته بود.
  • Der Abgesang der traditionellen Handwerkskunst ist traurig.زوال هنر دستی سنتی غم‌انگیز است.