die Abgeschiedenheit
انزوا، خلوت، تنهایی، دورافتادگی
Bedeutungen
1
وضعیت دور بودن از دیگران، انزوا یا خلوت؛ مکانی دورافتاده و آرام.
- Er suchte die Abgeschiedenheit der Berge, um zu meditieren.او برای مدیتیشن، خلوت کوهستان را جستجو کرد.
- Die Hütte liegt in völliger Abgeschiedenheit.کلبه در انزوای کامل قرار دارد.
- Sie genoss die Abgeschiedenheit und die Ruhe des Ortes.او از خلوت و آرامش مکان لذت برد.