die Abgrenzungsstrategie

Aussprache: /ˈapɡʁɛnʦʊŋsʃtʁateˌɡiː/
Worttrennung: Ab·gren·zungs·stra·te·gie
اسم

استراتژی مرزبندی، راهبرد تمایزگذاری

Bedeutungen

1

یک برنامه یا روشی که برای مشخص کردن مرزها، تمایز قائل شدن بین گروه‌ها یا ایده‌ها، یا حفظ هویت فردی یا گروهی به کار می‌رود.

  • Die Firma nutzte eine klare Abgrenzungsstrategie, um sich von der Konkurrenz zu unterscheiden.شرکت از یک استراتژی مرزبندی روشن برای تمایز خود از رقبا استفاده کرد.
  • Seine Abgrenzungsstrategie gegenüber politischen Extremen war offensichtlich.راهبرد تمایزگذاری او نسبت به افراط‌گرایی سیاسی آشکار بود.
  • Die neue Marketingkampagne verfolgt eine Abgrenzungsstrategie, um die Marke hervorzuheben.کمپین بازاریابی جدید، استراتژی تمایزگذاری را برای برجسته کردن برند دنبال می‌کند.