die Abhärtung

Aussprache: /ˈapˌhɛrtʊŋ/
Worttrennung: Ab·här·tung
اسم

مقاوم‌سازی، آب‌دیده کردن، تقویت

Bedeutungen

1

فرایند تقویت بدن یا ذهن برای مقاومت بیشتر در برابر شرایط سخت، بیماری‌ها یا سختی‌ها.

  • Die Abhärtung durch kalte Duschen ist bekannt.مقاوم‌سازی بدن از طریق دوش آب سرد شناخته شده است.
  • Die Abhärtung der Kinder begann mit regelmäßigen Aufenthalten im Freien.تقویت کودکان با اقامت منظم در فضای باز آغاز شد.
  • Diese Übung dient der Abhärtung gegen Kälte.این تمرین برای مقاوم‌سازی در برابر سرما است.