der Abkömmling

Aussprache: /ˈapkœmlɪŋ/
Worttrennung: Ab·kömm·ling
اسم

نواده، فرزند، مشتق (شیمی)

Bedeutungen

1

فرزند، نوه یا هر نسل بعدی در یک خانواده؛ نواده.

  • Sie ist ein direkter Abkömmling des Gründers der Stadt.او از نوادگان مستقیم بنیانگذار شهر است.
  • Der berühmte Komponist hinterließ viele musikalische Abkömmlinge.این آهنگساز مشهور، فرزندان موسیقایی بسیاری از خود به جای گذاشت.
  • Der Abkömmling der Familie hat die Traditionen fortgeführt.این نواده خانواده، سنت‌ها را ادامه داد.
2

در شیمی، به ماده‌ای گفته می‌شود که از ماده دیگری مشتق شده باشد.

  • Ethanol ist ein Abkömmling von Ethen.اتانول مشتقی از اتن است.
  • Viele Medikamente sind chemische Abkömmlinge natürlicher Substanzen.بسیاری از داروها، مشتقات شیمیایی مواد طبیعی هستند.
  • Dieses neue Polymer ist ein Abkömmling von Polyethylen.این پلیمر جدید، مشتقی از پلی‌اتیلن است.