die Abklärung

Aussprache: /ˈapˌklɛːʁʊŋ/
Worttrennung: Ab·klä·rung
اسم

روشن‌سازی، بررسی، شفاف‌سازی

Bedeutungen

1

فرایند بررسی دقیق یک موضوع یا وضعیت برای روشن شدن ابهامات، جمع‌آوری اطلاعات بیشتر و رسیدن به درک کامل.

  • Eine ärztliche Abklärung der Symptome war notwendig.بررسی پزشکی علائم ضروری بود.
  • Die Abklärung des Sachverhalts dauerte mehrere Tage.روشن‌سازی موضوع چندین روز طول کشید.
  • Wir benötigen eine weitere Abklärung, bevor wir eine Entscheidung treffen können.قبل از اینکه بتوانیم تصمیمی بگیریم، به شفاف‌سازی بیشتری نیاز داریم.