die Ablösung

Aussprache: /ˈapˌløːzʊŋ/
Worttrennung: Ab·lö·sung
اسم

تعویض شیفت، جایگزینی، جانشین، ترخیص، جداسازی

Bedeutungen

1

جایگزینی یک نفر یا چیز با شخص یا چیز دیگر، به ویژه در یک موقعیت شغلی یا وظیفه.

  • Die Ablösung der Nachtschicht erfolgt um 6 Uhr morgens.تعویض شیفت شب ساعت ۶ صبح انجام می‌شود.
  • Nach vielen Jahren im Amt war die Ablösung des Bürgermeisters notwendig.پس از سال‌ها در مقام خود، جایگزینی شهردار ضروری بود.
  • Die Ablösung der alten Ausrüstung durch neue Modelle ist geplant.جایگزینی تجهیزات قدیمی با مدل‌های جدید برنامه‌ریزی شده است.
2

ترخیص یا جداسازی یک واحد نظامی یا یک فرد از خدمت یا وظیفه.

  • Die Ablösung der Soldaten an der Front dauerte mehrere Stunden.ترخیص سربازان در جبهه چندین ساعت طول کشید.
  • Die geplante Ablösung der Einheit wird auf nächste Woche verschoben.ترخیص برنامه‌ریزی شده یگان به هفته آینده موکول می‌شود.
  • Er wartete auf seine Ablösung, um endlich nach Hause zurückkehren zu können.او منتظر جانشین خود بود تا بتواند بالاخره به خانه بازگردد.
3

جدا شدن یا جدا کردن چیزی از چیز دیگر، مانند جدا شدن یک بخش از یک کل.

  • Die Ablösung des alten Lacks war schwierig.جدا کردن رنگ قدیمی دشوار بود.
  • Die Ablösung von Geweben im Körper kann durch Krankheiten verursacht werden.جداسازی بافت‌ها در بدن می‌تواند توسط بیماری‌ها ایجاد شود.
  • Die Ablösung der Kruste vom Brot ist ein wichtiger Schritt beim Backen.جدا شدن پوسته از نان یک مرحله مهم در پخت نان است.