der Ablativ

Aussprache: /ˈaplaˌtiːf/
Wortzerlegung: Ab·la·tiv
اسم

حالت پَروَاز یا مفعولیِ دورکننده (در دستور زبان)

Beispiele

  • Die deutsche Sprache verwendet in Ermangelung eines ''Ablativs'' meistens hierfür den Dativ.زبان آلمانی به دلیل نداشتن حالتِ ابلاتیو، بیشتر از داتیو برای این منظور استفاده می‌کند.
  • Im Lateinischen hat der ''Ablativ'' auch die Funktionen eines Instrumentals und Lokativs.در زبان لاتین، ابلاتیو توابع اینسترومنتال (سازی) و لوکاتیو (مکانی) را نیز دارد.
  • Ich beschloss, vor allem den 5. Fall, den ''Ablativ'', tunlichst zu ignorieren.من تصمیم گرفتم پیش از همه، مورد پنجم یعنی ابلاتیو را تا حد امکان نادیده بگیرم.