der Ablenkungsversuch
تلاش برای انحراف/تلاش برای پرت کردن حواس
Bedeutungen
1
اقدام یا تلاشی برای منحرف کردن توجه یا تمرکز کسی از موضوع اصلی.
- Der Politiker machte einen Ablenkungsversuch, indem er über ein anderes Thema sprach.سیاستمدار با صحبت در مورد موضوعی دیگر، تلاشی برای انحراف ایجاد کرد.
- Die laute Musik war ein klarer Ablenkungsversuch.موسیقی بلند، تلاشی آشکار برای پرت کردن حواس بود.
- Ihr Lachen wirkte wie ein Ablenkungsversuch von der ernsten Situation.خنده او مانند تلاشی برای منحرف کردن توجه از وضعیت جدی به نظر میرسید.