der Abmangel

Aussprache: /ˈapˌmaŋl̩/
Worttrennung: Ab·man·gel
اسم

کسری، افت، کاهش، کمبود

Bedeutungen

1

کمبود یا نبود چیزی که انتظار می‌رود یا لازم است.

  • Der Abmangel an Fachkräften ist ein großes Problem für die Wirtschaft.کمبود نیروی متخصص یک مشکل بزرگ برای اقتصاد است.
  • Es gab einen deutlichen Abmangel an Lebensmitteln nach dem Sturm.پس از طوفان، کمبود قابل توجهی در مواد غذایی وجود داشت.
  • Der Abmangel an Schlaf führte zu Konzentrationsschwierigkeiten.کمبود خواب منجر به مشکلات تمرکز شد.
2

کسری در حسابداری یا بودجه؛ مبلغی که کمتر از حد انتظار یا لازم است.

  • Der Abmangel in der Kasse musste durch zusätzliche Mittel ausgeglichen werden.کسری صندوق باید با منابع اضافی جبران می‌شد.
  • Ein unerwarteter Abmangel im Staatshaushalt führte zu Sparmaßnahmen.یک کسری غیرمنتظره در بودجه دولتی منجر به اقدامات ریاضتی شد.
  • Der Abmangel bei den Einnahmen war besorgniserregend.کسری در درآمدها نگران‌کننده بود.