die Abnützung
فرسایش، استهلاک
Bedeutungen
1
فرآیند آسیب دیدن یا از بین رفتن تدریجی یک ماده یا شیء در اثر استفاده، سایش یا عوامل محیطی.
- Die ständige Abnützung beschädigt die Reifen des Autos.فرسایش مداوم به لاستیکهای ماشین آسیب میزند.
- Die Abnützung der Bremsbeläge muss regelmäßig überprüft werden.باید استهلاک لنتهای ترمز به طور منظم بررسی شود.
- Durch die Abnützung des Bodens entstanden tiefe Spuren.در اثر فرسایش زمین، شیارهای عمیقی ایجاد شد.
2
استهلاک یا فرسودگی ناشی از استفاده مکرر، به ویژه در مورد مفاصل بدن یا وسایل.
- Die Abnützung der Gelenke ist eine häufige Ursache für Schmerzen im Alter.فرسودگی مفاصل علت شایع درد در سنین بالا است.
- Die Abnützung des Werkzeugs macht eine Reparatur notwendig.استهلاک ابزار، تعمیر را ضروری میسازد.
- Wir müssen die Abnützung der Maschine minimieren.ما باید استهلاک دستگاه را به حداقل برسانیم.