abräumen

Aussprache: /ˈapˌrɔɪ̯mən/
Worttrennung: ab·räu·men
فعل

جمع کردن، پاک کردن (میز)؛ (بولینگ) همه پین‌ها را انداختن

Beispiele

  • Nach dem Frühstück müssen die Kinder das Geschirr vom Tisch ''abräumen.بعد از صبحانه، بچه‌ها باید ظرف‌ها را از روی میز جمع کنند.
  • Werden alle Pins erst mit Hilfe des zweiten Wurfs in einem Frame ''abgeräumt,'' so ist das ein Spare.اگر تمام پین‌ها فقط با پرتاب دوم در یک فریم انداخته شوند، این یک اسپیر است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

ظروف کثیف را از روی میز جمع کردن.

  • Nach dem Essen muss ich den Tisch abräumen.بعد از غذا باید میز را جمع کنم.
  • Hilf mir bitte, die Teller abzuräumen.لطفاً به من کمک کن تا بشقاب‌ها را جمع کنم.
2 Akkusativ

چیزی را از یک مکان برداشتن یا پاک کردن.

  • Die Arbeiter räumten die Trümmer von der Straße ab.کارگران آوار را از خیابان جمع کردند.
  • Er räumte die Bücher vom Regal ab.او کتاب‌ها را از قفسه برداشت.
3 Akkusativ

(مجازی) برنده شدن در یک مسابقه یا رقابت، همه جوایز را بردن.

  • Die Mannschaft hat alle Preise abgeräumt.تیم تمام جوایز را از آن خود کرد.
  • Er räumte bei der Lotterie einen hohen Gewinn ab.او در قرعه‌کشی یک جایزه بزرگ برد.