der Abramson

Aussprache: /ˈabʁamzɔn/
Wortzerlegung: Ab·ram·son
اسم

آبرامسون (نام خانوادگی آلمانی)

Beispiele

  • Frau ''Abramson'' ist ein Genie im Verkauf.خانم آبرامسون در فروش استعداد دارد.
  • Herr ''Abramson'' wollte uns kein Interview geben.آقای آبرامسون نمی‌خواست با ما مصاحبه کند.
  • Die ''Abramsons'' fliegen heute nach La Paz.خانواده آبرامسون امروز به لاپاز پرواز می‌کنند.
  • Der ''Abramson'' trägt nie die Schals, die die ''Abramson'' ihm strickt.آقای آبرامسون هرگز شال‌هایی را که خانم آبرامسون برایش می‌بافد، نمی‌پوشد.